قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
مقدمه 17
تاريخ نگارستان ( فارسى )
[ مقدمه 6 ] ( سال فرجام تاريخ نگارستان ) 7 - قاضى احمد كاشانى مؤلف كتاب در پايان تاريخ چنين نوشته : سلطنت و جهاندارى و نوبت خلافت و كامكارى بدودمان رفيع الشأن منتهى شده ( مقصودش پادشاهان صفويه است ) كه قوايم اركانش منصوص كأنهم بنيان مرصوص است و ساحت گردون مساحتش بصفت من دخله كان آمنا مخصوص و صحف دولت اين خاندان اقبال آشيان برموز كلام معجز طراز و اشارهء كريمهء كثيرة الاعجاز و لقد كتب فى الزبر من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادى الصالحون مزبور و در ضماير انجم نظاير ارباب بساير اتصال اين خلافت عظمى و اختران اين سلطنت كبرى بعطيهء ظهور حضرت صاحب عليه و آبائه التحية و الثناء مذكور بىشائبهء تكلف و مداهنه نسبت اين روزگار فرخنده آثار بساير ازمنه لا شك نسبت حريم حرمت بديگر ديار و امكنه . چه از فرط عدالت وصيت صلابت اطراف مملكت از آلايش مكاره پاك است و اعداى دولت پژمرده و غمناك . و از وفور بدايع وقايع . ظهور لطايف و ظرايف كه از پرتو اين اقبال بىانتقال و دولت ابدى الاتصال شاهد عالم و عالميان گشته ناسخ تواريخ اكاسره و ماحى مآثر قياصره است و چون اين موجز گنجايش اين مقامات كه الحق خارق عاداتست نداشت متصدى ايراد آنولادات نگشته نظر بر اختصار و اختتام گماشت و اين سفينه كه فى الحقيقه حبابىست بر سر آب و نموداريست از سراب همچون مخترعات بىخردان بىته و چون تصورات كودكان كوته . آلتىست لعب طفلان را لايق و ريشخند خاطر غافلان را موافق در تاريخى سمت اختتام و صورت انجام پذيرفت كه از اين سه بيت اطلاع بحصول مىپيوندد . تاريخ : شعر : در اين روضه كه از فرط نوادر * شود هر دم نگارى تازه لامع پى تاريخ و نامش فكر كردم * خرد گفتا كه هست اين نكته جامع چو در واقع نگارستان چين است * ( از آن آمد نگارستان واقع ) 1013 از ان مساويست با 59 ، آمد : 45 ، نگار : 271 ، ستا : 461 ن واقع 177 و مجموع برابر است با سال هزار و سيزده هجرى . صحت اين مادهء تاريخ در نهايت اشكال است زيرا باتفاق كسانى كه متعرض حالات قاضى احمد شدهاند همه نوشتهاند كه بسال 975 هجرى